سالی یه پست میزارم :(
انگار سالها شدن روز :((
فردا سیزده بدر هست
از پست قبلی دو سال گذشت
انگار همین دیروز بود
یادمه اولین نوشتم برا 1389 بود
از سال 1389 تا 1404 ، 15 سال گذشت ...
خیلیه ... پیر شدیم الکی ...
متولد 1372 هستم :)
کاش بیت کوین میخریدم :)))
چقدر سال ها زود میگذرند ....
دلم تنگه برا اون موقع که این وبلاگ و ساختم ... داریم پیر میشیم 🥲🥲🥲
زندگی چقدر زود میگذره
دقیق یادمه سال 89 وقتی این وبلاگ و ساختم
9 سال گذشت ....
این ایدی فیس بوک منه هر کی خواست بیاد اد کنه ...
https://www.facebook.com/sirvan.ahmadi.5
دوستون دارم
هر کی ازینجا اد کرد بهم بگه ♥ ♥ ♥
خلاصه رای گیری میکنن و یه نتایجی به این شکل به دست میاد .محکوم نکنید بابا آماره دیگه:))
دخترها گفتند کامپیوتر مذکره ! به این دلایل: 1- وقتی بهش عادت میکنیم؛ فکر میکنیم بدون اون نمیتونیم کاری بکنیم .
2-با اونکه اطلاعات زیادی دارند ؛نادونن!بدون برنامه آماده هیچ کاری نمیکنن!
3-قراره مشکلات رو حل کنن ؛اما اغلب مشکل خودشونن!
4-همین که بهشون عادت میکنیم ؛ کاراییشونو از دست میدن !
5- نگاه کردن به history شون معمولا باعث میشه شاخ دربیاریم !
پسرها گفتند کامپیوتر مونثه! به این دلایل:
1-به غیر از خالقشون کسی از منطق درونیشون سر در نمیاره!
2- فهمیدن زبونشون مستلزم سالها رنج بردن و تلاش کردنه!
3-وقتی با هزار زحمت زبونشونو یاد میگیریم تازه میفهمیم یه زبون جدید اومده!
4-همین که پایبندش بشیم باید همه پولمونو خرج خرید لوازم جانبیش کنیم!!!
5-دائم باید update شون کنیم وگرنه کاراییشونو از دست میدن!

خیلی جالبه حتما بخونید
مرد تازه به خانه رسیده بود و هنوز پیراهن از تن خارج نکرده بود
که با صدای جیغ و کوبیده شدن کت
و شلوارش به صورت اش هاج و واج همسرش را نگاه میکرد که با گریه میگفت :
این چیه ؟ ها نا مرد ! این چیه ؟
یه تار موی بلوند بلند ! روی کت تو بود !
من همیشه میدونستم که تو یه زن
مو بلند بلوند رو به من ترجیح میدی !!
به هر قائله اون روز گذشت و روز
بعد …….
مرد تازه به خانه رسیده بود و هنوز پیراهن از تن خارج نکرده بود
که با صدای جیغ و کوبیده شدن کت
و شلوارش به صورت اش هاج و واج همسرش را نگاه میکرد که با گریه میگفت :
این چیه ؟ ها نا مرد ! این چیه ؟
یه تار موی مشکی بلند ! روی کت تو بود !
من همیشه میدونستم که تو یه زن
مو بلند و مشکی رو به من ترجیح میدی !!
آن روز هم …. به هر قائله اون
روز گذشت و روز بعد …….
مرد پیش از بازگشت به خانه ، به خشکشویی محل رفت با پرداخت انعام اضافه دستور داد کت ش را به خوبی پرس بزنند و حتی بخار بدهند و مجدد برس بزنند و به او اطمینان دهند که حتی یک سبیل مرد هم روی کت او نیست !! و سپس عازم خانه شد ….
مرد تازه به خانه رسیده بود و به آرامی و اطمینان با لبخند
پیروزمندانه پیراهن از تن خارج میکرد
که با صدای جیغ و کوبیده شدن کت
و شلوارش به صورت اش هاج و واج همسرش را نگاه میکرد که با گریه میگفت :
بی صفت پست ! هرزه نامرد ! این
یعنی چی ؟! من هیچوقت فکرش رو هم نمیکردم که تو یه زن کچل رو به من ترجیح بدی …
پیامک ویژه تبریک عید نوروز ۱۳۹۲
پیامک ویژه تبریک عید نوروز
*
در بهاری که پر از معجزه و احساس است
هفت سینم ، سین سیمای تو را کم دارد
سال نو مبارک
*
‘°ºO•❤•.¸پیامک ویژه تبریک عید نوروز ۱۳۹۲¸.•❤•Oº°‘
*
توی این روزای آخرسال
٢ تاجمله هست که
بایدبگم
١- تشکربرای بودنت درسال گذشته
٢- آرزوبرای داشتنت درسال آینده
(پیشاپیش سال نومبارک)
*
چند سال و چند عید باید از عمر تو بگذره تا آدم بشی؟…
یک سال از عمرت گذشت، ولی باز تو همونی که بودی…
فرشته دوست داشتنی بهارمبارک!
………………………………………………..
ورود به این عید سعید باستانی بنا به دلایل فنی برای شما مسدود می باشد . لطفا اصرار نفرمایید!
عید شما مبارک
………………………………………..
هر روزتان نوروز، نوروزتان پیروز، نوروزتان امروز، امروزتان دیروز، دیروزتان پیروز، پیروزتان هر روز، اسگول شدی امروز!
ادامه مطلب
یک روز آموزگار از دانش آموزانی که در کلاس بودند پرسید آیا می توانید راهی غیرتکراری برای ابراز عشق ، بیان کنید؟
برخی از دانش آموزان گفتند :
با بخشیدن،عشقشان را معنا می کنند. برخی «دادن گل و هدیه» و «حرف های دلنشین» را راه بیان عشق عنوان کردند. شماری دیگر هم گفتند «با هم بودن در تحمل رنجها و لذت بردن از خوشبختی» را راه بیان عشق می دانند.
مرد : راهی برای زندگی طولانی وجود داره؟
دکتر: زن بگیر
مرد : کمکی می کنه؟
دکتر: نه، ولی دیگه هوس عمرطولانی به سرت نمیزنه!
چرا زن و شوهر در هنگام عقد دست یکدیگر رو می گیرن؟
این فقط یک رسمه. مثل دوتا بوکسور که قبل از مسابقه با هم دست میدن!
بقیه در ادامه مطلب

این یک داستان واقعی است شاید پند آموز باشد
مادرم یک چشم نداشت. در کودکی براثر حادثه یک چشمش را ازدست داده بود. من
کلاس سوم دبستان بودم و برادرم کلاس اول. برای من آنقدر قیافه مامان عادی
شده بود که در نقاشیهایم هم متوجه نقص عضو او نمیشدم و همیشه او را با
دو چشم نقاشی میکردم. فقط در اتوبوس یا خیابان وقتی بچهها و مادر و
پدرشان با تعجب به مامان نگاه میکردند و پدر و مادرها که سعی میکردند ...

از قلبم پرسیدم چرا شب ها خوابم نمیره
قلبم جواب داد:
چون بعد از ظهر خوابیدی به من هیچ ربطی نداره !
.
.
.
یارو میره پیش دکتر متخصص میبینه ویزیتش بیست هزار تومن شد!
به دکتر میگه: اگه تخفیف میدی بگم کجام درد میکنه
وگرنه خودت بگرد پیداش کن!
هر داغی یک روز سرد می شود ، ولی هیچ پخته ای دیگر خام نمی شود . . .
دوستت دارم
.
.
.
سیب هنوز هم شیرین است
هنوز هم آدم بهشت را به لبخند حوا می فروشد ، شیطان بهانه بود
.
.
.
|___♥__|_:!””-.,
"@@”””””” "”@”‘
دلم برات تنگ شده بود آوردم ببینیش !