مبارزه با پ ن پ !!!!
به بابام گفتم سوئيچ ماشينو بده ...... گفت : مي خواي جايي بري ؟ ... گفتم : بله پدر عزيزم
)ستاد مبارزه با فتنه ي پَ نَ پَ - واحد فرزند صالح(
به دوستم گفتم برو بالا نردبون چراغ و ببند گفت بچرخونمش؟ گفتم اگه سختت ميشه تو بگيرش من نردبون و ميچرخونم)ستاد مبارزه با فتنه ي پَ نَ پَ - واحد مرام(
رفتم خونه سالمندان عيادت پدربزرگم،مسئول اونجا ميپرسه:شمام اومدين عيادت؟ميگم نه خونه سالمندان طلبيده اومديم زيارت)ستاد مبارزه با فتنه ي پَ نَ پَ - واحد عتبات عاليات(
رفتم ساندويچي، ميگم آقا يه هات داگ با سس مخصوص بدين. ميگه ميل مي كنيد؟ ميگم: بله، دستتون درد نكنه)گشت مبارزه با فتنه پـَ نه پـَ ، واحد سيار غذاخوري ها و رستوران ها(
بقیه در ادامه مطلب
+ نوشته شده در 2012/6/22 ساعت 10:8 توسط admin
|